سيد جلال الدين آشتيانى

510

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

به قرائنى كه مفيد ظن باشد ، مثل اخبار از حقايق غيبى و اطلاع به ضماير و خبر دادن از خواطر قلبى قبل از وقوع آنها در قلب يعنى از حقايقى كه هنوز از عالم غيب مفاض بر قلوب اهل ايمان افاضه نشده است خبر مىدهند . شيخ عبد الرزاق استاد مصنف در معارف يقينى در اصطلاحات صوفيه گفته است : « البدلاء هم سبعة رجال يسافر احدهم من موضع و ترك فيه جسدا على صورته بحيث لا يعرف احدا انه فقد ، و ذلك معنى البدل لا غير وهم على قلب ابراهيم عليه السلام » . * * * بدن بر دو قسم است : بدن مادى و بدن مثالى و برزخى . بدن مادّى مخلوق از امشاج و بسائطى است كه حق تعالى به مقتضاى مقام خالقيت ايجاد نموده است و به مقتضاى مقام بارئيت بسائط را صورت تركيب داده است و به صورت منويت به مقتضاى اسم مصور در آورده است : « و كسونا العظام لحما » و در كتاب آسمانى است ، « هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ » . بدن مثالى مخلوق است از حركت دورى بدن مادى ، و مثالى ، برزخى علت اعدادى است نسبت بروحى كه از منشآت است . عالم برزخ و ملك هر دو از عالم حس و محسوسند و نسبت بين آنها نسبت ظهور و بطون است . آنچه كه مدرك بحس مقيد به ماده است ، عالم ملك است آنچه كه بحس مطلق ادراك مىشود از عالم برزخ است و آنچه كه ببصر ادراك شود از اين عالم است و آنچه كه به باصره و مقام اطلاق ادراك شود از سنخ صورت برزخيه است . اين عالم مملو از هباء و اثير است و اين همان هيولاى مجسم بصور جسميهء ملازم صورت نوعيهء عرشيه است . بنا بر اين ، ملائكه ساجد و شياطين و جنت و ارواح صاعده جميعا در اين فضوه موجودند ، لذا انسان دوستان و آشنايان پدر و برادر خود را در حالت رؤيا و خواب در برزخ مىبيند و همچنين الوان و سطوح و اشكال و همچنين مسموعات و مشمومات از اصوات حسنه و روايح طيبه را ادراك مىنمايد ، و گاهى قرائنى در رؤيت و منامات موجود است كه انسان قطع بادراك واقعى صور موجود در منام پيدا مىنمايد .